السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
727
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
6 - اشاره به دليلهاى عصمت حضرت على عليه السلام و امّا گفتهاش : « اگر گويند : « آن يك واحد ، معصوم است و با خبرش علم حاصل مىشود . به آنان گفته مىشود : نخست بايد علم به عصمت او حاصل شود . » پس سخن بر ضد او به چند وجه است : اوّل : گويى ابنتيميّه نمىداند كه اقتضاى مذهب اماميه قول به عصمت اين مبلّغ نصب شده براى تبليغ است ! ! دوم : عصمت اين مبلّغ يگانه از حديث مدينة العلم ثابت است همانگونه كه پيش از اين دانستيد ، كه بعضى از منصفان اهل سنّت به آن اعتراف كردهاند ، پس حديث مدينة العلم دلالت بر مبلّغ بودن و عصمت اميرالمؤمنين عليه السلام با هم دارد . پس اين گفتهاش : « نخست بايد علم به عصمت او حاصل شود » باطل شد . سوم : عصمت اميرالمؤمنين عليه السلام از آياتى از قرآن و حديثهاى بسيارى از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ثابت است . و تفصيل اين مطلب به جاى خودش موكول مىشود . چهارم : منصوبكردن اين مبلّغ از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم - با تأمّل عين منصوب كردن ايشان به امامت و خلافت مىباشد . و در جايش ضرورت معصوم بودن امام ثابت شده ، پس منصوب كردن به تنهايى دليل عصمت است . پنجم : آيهى مباركه : « و ما يَنْطِقُ عَنِ الهوى إنْ هو إلّاوحىٌ يوحى » « 1 » دلالت دارد بر اين كه تمام كارهاى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از سوى خداوند عزّ و جلّ است و بر اين اساس مىتوان گفت كه نصبكننده براى تبليغ ، خود خداوند عزّوجلّ است و وقتى اين منصوبكردن ، عين منصوب كردن براى امامت و خلافت از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بوده باشد ، جز براى معصوم اثبات نمىشود . پس نصب الهى براى تبليغ ، نمايانگر عصمت نصبشده است . با آنچه آورديم پاسخ اين گفته او آشكار مىشود : « عصمت او تنها به خبرش ثابت نمىشود ، پيش از علم داشتن به عصمت او ، پس اين دور است . »
--> ( 1 ) . نجم / 3 .